السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
341
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِداءً » ) * - يعنى بعد از آنكه اسيرشان كرديد يا بر آنان منت نهاده آزادشان مىكنيد يا فديه مىگيريد ، يعنى با گرفتن مال و يا آزادى اسيرانى كه در دست آنان داريد ، ايشان را آزاد مىكنيد . * ( « حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها » ) * - « اوزار حرب » به معناى سنگينىهاى جنگى يعنى اسلحه اى است كه جنگجويان با خود حمل مىكنند ، و مراد از وضع آن ، بطور كنايه تمام شدن جنگ است . پس ، از آنچه در معناى آيه گذشت خواننده عزيز به اشكالى كه متوجه گفتار بعضى « 1 » از مفسرين هست متوجه مىشود ، و آن گفتار اين است كه : آيه مورد بحث ناسخ آيه شريفه « ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَه أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ » « 2 » است چون سوره مورد بحث بعد از سوره انفال نازل شده پس ناسخ آن است . و اشكال اين است كه : بين دو آيه منافاتى نيست ، براى اينكه آيه سوره انفال از اسير گرفتن قبل از اثخان نهى مىكند ، و آيه مورد بحث به اسير گرفتن بعد از اثخان امر مىنمايد . و همچنين اشكالى كه متوجه گفتار بعضى « 3 » ديگر است كه گفتهاند : جمله * ( « فَشُدُّوا الْوَثاقَ . . . » ) * به وسيله آيه شريفه « فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ » « 4 » نسخ شده ، گويا پنداشتهاند هر جا عامى بعد از خاصى وارد شود ناسخ آن خاص خواهد بود ، نه مخصص ، در حالى كه حق مطلب خلاف آن است كه اگر كسى بخواهد دليلش را ببيند بايد به علم اصول مراجعه كند ، و در آيه شريفه مباحثى مربوط به علم فقه هست كه جايش در همانجا است . كلمه « ذلك » به معناى « مطلب چنين است » مىباشد ، يعنى حكم خدا همان است كه در آيه گفته شد . * ( « وَلَوْ يَشاءُ اللَّه لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ » ) * - ضمير جمع به كفار برمىگردد ، يعنى اگر خدا بخواهد از كفار انتقام مىگيرد ، هلاكشان مىكند ، شكنجه شان مىدهد ، بدون اينكه دستور به قتال با ايشان را بدهد . * ( « وَلكِنْ لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ » ) * - اين جمله استدراك و استثناء مانندى است از مشيت انتقام ، مىفرمايد اگر خدا بخواهد از ايشان انتقام مىگيرد ، الا اينكه هنوز نخواسته بگيرد ،
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 97 . ( 2 ) سوره انفال ، آيه 67 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 97 . ( 4 ) سوره توبه ، آيه 5 .